خنده بازار
بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D
درباره وبلاگ


می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!
نويسندگان
پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 :: 12:52 :: نويسنده : pls

 

 داریم آبگوشت میخوریم, گوش کوبُ گرفتم دستم ، تیریپ خاطره های کودکی....به بچه خواهرم میگم :دایی جون این گوش کوب سنش از منم بیشتره ....

مادرم از اون ور میگه : فایدشم همین طور !

پنج‌شنبه 16 شهریور 1391 :: 12:51 :: نويسنده : pls

 دیشب خسته بودم وسط حال ولو شدم ، خوابم برد، نصف شبی یه لحظه احساس کردم نفسم بالا نمیاد و دارم خفه میشم، جد و آبادم اومد جلو چشم!! افتادم به سرفه کردن و نفس نفس زدن، قشنگ اینقد سرفه کردم که بنفش شدم!

یکم که تونستم نفس بکشم تو اون تاریکی نگا بالا سرم کردم، دیدم بابام وایساده داره هر هر میخنده!!

همینجوری، مات و خواب زده پرسیدم چیه؟!؟ چی شده؟؟

با خنده و خیلی ریلکس گفت:هیچی ندیدمت، پام رفت رو گردنت، بخواب بخواب!!! :|
:)))))))))))))))))))))))))))))
)))))))))

 فک و فامیله داریم؟

 

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:30 :: نويسنده : pls

  گه ميدونستي دستاي يخ من چقدر محتاج دستاي تو هست هيچ موقع اونا رو تو دماغت نميكردي بيشعور

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:29 :: نويسنده : pls

  سر جلسه امتحان از دختر کنار دستم می پرسم: لاک داری؟ میگه: چه رنگی؟

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:29 :: نويسنده : pls

  تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوار پاشون میکردن؟

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:28 :: نويسنده : pls

  دوس پسر حرفه ای:

دختر: عزیزم من کیف پولم رو تو خونه جا گذاشتم ، الان هم 50 هزار تومن نیاز دارم ، فوریه بهم قرض میدی ؟
پسر: بیا این 3 هزار تومن رو بگیر برو خونه و کیفت رو بیار

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:27 :: نويسنده : pls

  فقط ویژه ی تیزهوشان و کسانیکه مغزشون آکبند نیست!
( اگه IQ خیلی خیلی بالایی داری )!

جای علامت های سوال رو بترتیب با چه عددهایی باید پر کرد ؟
16 ، ؟ ، 1000 ، 15 ، ؟ ، 20 ، 10
.
.
.
.
.
.
.
جواب ها به ترتیب :

60 ، 3

یعنی میشه :
16 ، 60 ، 1000 ، 15 ، 3 ، 20 ، 10

چرا ؟!!!
.
.
.
.
ده، بیست، سه، پونزده، هزار و شصت و شونزه
هر کی میگه شونزده نیس، هفده، هجده، نوزده، بیست!

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:27 :: نويسنده : pls

  قضیه از اون جایی شروع شد که خیلی عصبانی بود!
گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چجوری؟
تیغو برداشتو گفت رگتو بزن!
گفتم مرگ و زندگی دست خداست
گفت پس دوسم نداری
تیغو برداشتمو رگمو زدم!
وقتی داشتم اروم تو بغلش جون میدادام
اروم زیر لب گفت اگه دوسم داشتی تنهام نمیزاشتی!!!

.
.
خلاصه که من اسکول شده بودمُ
الکی الکی جونمو دادم
این درس عبرتی باشه برای بازماندگان.....

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:26 :: نويسنده : pls

  سلامتی استادی که سرجلسه امتحان دید برگم سفیده،اومد درگوشم گفت نگران چی هستی؟اسمتو بنویس بقیش بامن!. . . .

.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی حیف بیدارشدم بقیه خوابمو ندیدم...

چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:25 :: نويسنده : pls

  شصت درصد ترافیک تهرون واسه نداشتن کاباره است . حالا میگید چرا؟؟ - بیست درصد خودروها دارن دنبال داف میگردن بیست درصد خودروها دافو جستن دنبال جا میگردن - بیست درصد خودروها مامورن میخوان اونا رو بگیرن

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران