خنده بازار
بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D
درباره وبلاگ


می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!
نويسندگان
چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: 13:27 :: نويسنده : pls

  قضیه از اون جایی شروع شد که خیلی عصبانی بود!
گفت اگه دوسم داری ثابت کن گفتم چجوری؟
تیغو برداشتو گفت رگتو بزن!
گفتم مرگ و زندگی دست خداست
گفت پس دوسم نداری
تیغو برداشتمو رگمو زدم!
وقتی داشتم اروم تو بغلش جون میدادام
اروم زیر لب گفت اگه دوسم داشتی تنهام نمیزاشتی!!!

.
.
خلاصه که من اسکول شده بودمُ
الکی الکی جونمو دادم
این درس عبرتی باشه برای بازماندگان.....


پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران