|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان سهشنبه 02 آبان 1391 :: 07:29 :: نويسنده : pls
امروز به مامانم گفتم ناهار چی داریم؟ گفت مروری بر رویدادهای هفته! سهشنبه 02 آبان 1391 :: 07:29 :: نويسنده : pls
ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥ ﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ ﻭ ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦ . . . . ﻛﻢ ﻛﻢ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﭘﺎﺭک ﺩﻭﺑﻞ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻦ !
این برنامه هایی که تا اینستال میشن میگن ریستارت کن
مثه این دخترایی هستن که تا باهاشون دوس میشی میگن بیا منو بگیر
یا بگیر بخواب یا گم شو بیرون
سهشنبه 02 آبان 1391 :: 07:27 :: نويسنده : pls
بچه از جیبم دو میلیون بردار برو سه تا نون بگیر!!!
باشه حالا بخند !!! خواهیم دید
از مسئولین خواهشمندیم، ضمن قطع واردتات لوازم آرایشی، قیمت آن را بالا ببرند تا بسیاری از حقایق آشکار شود!!!
بچه که بودم وقتی مامانم تو خونه حشره کش میزد من زود پنجره رو باز میکردم تا مگسا از این طرف فرار کنن ! یه همچین کودک رقیق القلبی بودم! سهشنبه 02 آبان 1391 :: 07:25 :: نويسنده : pls
قدیما به کسی که با دیــوار حرف میزد
میگفتن:" دیوونــه" الان بهش میگن: مدیر وبلاگ
یکی از کرامات من اینه که می تونم با حیوانات صحبت کنم
ولی متوجه منظورشون نمیشم
اتاق مرتب مال آدماییه که حافظشون ضعیفه هی یادشون میره که چی رو کجا گذاشتن! ولی ما که حافظمون قویه نباید وقتمونو روی اینجور کارای بیهوده تلف کنیم!
پيوندها |
|||
|
|