|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان سهشنبه 28 شهریور 1391 :: 19:32 :: نويسنده : pls
پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد: پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهاني است بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود و معامله به اين ترتيب انجام مي شود ................ پيوندها |
|||
|
|