|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان شنبه 25 شهریور 1391 :: 22:45 :: نويسنده : pls
روزی دو مرد به خدمت شیخ رسیدند که بر سر طفلی نزاع داشتند و هر یک ادعا می کردند که پدر آن طفل هستند. صبح هنگام شیخ از کودک پرسید: ای طفل! دیشب چه کسی کولر را خاموش کرد؟ کودک پاسخ داد: این چپیه! شیخ گفت: فرزندم! همانا این مرد پدر توست! پيوندها |
|||
|
|