|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان یکی بود یکی نبود
غیر از خدا هیچ کس نبود (دقت کنید،هیچ کس نبود) در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند…:| حالا می فهمم، ما با قصه خواب نمی رفتیم. همون اول هنگ می کردیم پيوندها |
|||
|
|