|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان چند فحش قديمي از زبان جاسم! : شنبه 01 مهر 1391 :: 18:35 :: نويسنده : pls
سلام بچه ها حیف نون یه لوبیا میگیره دستش میگه: یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه ! هـــــرکسـی را بهــر کاری ساخـتـند... ، ما رو هم همینجوری جاست فـور فان ساختن!!!
یه انسان عادی رو در نظر بگیر
گند بزن تو اعتماد بنفسش! میشه ایرانی! گند بزن تو امید به آینده ش ! میشه جوانِ ایرانی! والا یه دوس دخترم نداريم تو خيابون اذيتش كنيم،همش روسريشو از سرش بكشيم،
مو هاشو بكشيم اشكش در بياد،گازش بگيريم وسط خيابون، بعد داداشش ببينه بياد با چاقو بزنه شهيدمون كنه حق داره بابا،خوب اين چه وضع برخورد با ناموسه مردمه ؟ آدم باش ديگه اصن همین کارا رو کردیم که یه دوس دخترم نداریم دیگه!!!
شنبه 01 مهر 1391 :: 09:42 :: نويسنده : pls
رفتم لوازم التحريري يه دونه خودكار بيك خريدم
الان يك هفته ست كه بدن درد دارم! خو لامصبا اين خودكاره طراحي كردين؟!!!
عادم پشت بازو مياره تا بخواد باهاش بنويسه!
شنبه 01 مهر 1391 :: 09:41 :: نويسنده : pls
پدر و مادر عزیز...
اگه صبح وقتی که از خونه بیرون میرین من پای اینترنتم،و وقتی که برمیگردین خونه من بازم پای اینترنتم الزاما معنیش این نیست که از وقتی رفتین تا وقتی که اومدین من پای اینترنت بودما !!! با تشکر فراوان!!!
پيوندها |
|||
|
|