|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان
بعضیا هستن فکر میکنن راهنمای ماشینشون عصای موسی هست! راهنما رو که میزنن میپیچن ، وظیفه بقیه هم اینه که شکافته بشن! .
آیا از من و پست های من خسته شدید؟ آیا فکر میکنید جوک های این وبلاگ بی مزه و قدیمی است؟ .
پس همانا سرتان را به نزدیک ترین دیوار بکوبانید همینیه که هست. میخوای بخواید نمیخوای نخواید خخخخخخخخخ
یک مثلی هست که میگه : هرکسی در کیسه اش زر بُوَد سخنش مقبول است گرچه خر بُوَد !
.
یه روزم دوستای مامانم با دختراشون اومده بودند خونمون همه داشتند پرتقال پوست میکندند که من وارد شدم ! برخلاف انتظارات شما هیشکی دستشو نبرید !
.
نان لواش چیست؟! به آلیاژی از پلاستیک و آرد می گویند که در دمای مخصوصی پخت می شوند !
. توهین و تمسخر اقوام ایرانی ممنوع! توهین و تمسخر اقوام ایرانی ممنوع! توهین و تمسخر اقوام ایرانی ممنوع! توهین و تمسخر اقوام ایرانی ممنوع! توهین و تمسخر اقوام ایرانی ممنوع!
به حیف نون میگن والیبال چه ورزشیه ؟ میگه : مدل شدیدتر بازی “نزارین بادکنک زمین بخوره” !
امروز جواب کارای خوبم رو گرفتم! رفتم صد گرم نخودچی خریدم ، داشتم میخوردم یه پسته توش بود! اصن اشک تو چشمام حلقه زد! خدایا شکرت....! مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس از جدول کنار خیابون رفت بالا نزدیک بود که چپ کنه اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم آخه من ۲۵ سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!
. پيوندها |
|||
|
|