خنده بازار
بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D
درباره وبلاگ


می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!
نويسندگان
سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 20:00 :: نويسنده : pls

 


یه مادر هم دارم هر وخت بار گناهاش سنگین میشه میره سر کمد لباسای من , نصفشو میبخشه به نیازمندان و کودکان بی سرپرست :)!!

 

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:44 :: نويسنده : pls

 توی پارک قدم می زدم یه بچه 2 یا 3 ساله دستاشو پشتش گره زده بود تند راه میرفت مامانشم پشت سرش هی می گفت صبر کن وایستا کارت دارم....

یه دفه وایستاد داد زد: اه... مامان ولم کن دیگه منم مشکلات خاص خودمو دارم!!
مامانه :|
من :|
کل پارک :|
:))))))))))

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:44 :: نويسنده : pls

 


 از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند.

مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست .
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه...!!!

 

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:43 :: نويسنده : pls

یکی از سخت ترین کارا اینه که...

به مامان بابات معنی جمله ی حسش نیست رو بفهمونی!


 

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:43 :: نويسنده : pls


کلیــد بهـشـت زیـــر پــــایِ مــــادران اســت و کلیــــد کـولـــر زیـــر دسـتِ پـــــدران :| =)))))) !!  

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:42 :: نويسنده : pls

 


يه معلم دين و زندگى داشتيم بش ميگفتيم رونالدينيو. به اين سمت كلاس نگاه ميكرد به اون طرفيا منفى ميداد!

خيلى تكنيكى بود:)))

 

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:42 :: نويسنده : pls

 


یه پسر 2 سال باید بره سربازی(...)پاره شه تا مرد شه.
ولی یه دختر نیم ساعت میره خونه دوست پسرش زن میشه......!!!
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دکتر علی شریعتی در حال گرفتن کارت پایان خدمت :)))

 

 

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:41 :: نويسنده : pls

 


اصولا یکی از مشکلات خانم ها رنگ لاک ناخنشونه !
ولی این همه ی مشکل نیست 
مشکل خانمها از اونجا آغاز میشه که لاک جدیده رو میزنن حالا باید براش شلوار و پیرهن و کفش و کیف و مانتو و روسری جور کنن :))))))))

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:41 :: نويسنده : pls

 
بچه که بودم مامانم می گفت :
تو خیابون پفک و چیپسو اینا نخور ، شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد ...
یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت دست همو میگیرن و راه می رن انتقال بده !(.)(.)(.)(.)

سه‌شنبه 14 شهریور 1391 :: 19:40 :: نويسنده : pls

 


ايران جايی است که:
شهدا زنده اند و نزد خدا روزی می خورند و زنده ها مرده اند و تخم مرا هم نمی توانند بخورند!

(مرغ دکتر شريعتی)

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران