|
خنده بازار بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D درباره وبلاگ می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !! نويسندگان امشب بعد از 1سال به این معما پی بردم که اقاجونم مسواکشو کجا قایم میکنه که من نمیبینم،
بارها دیدمکه داره مسواک میزنه اما به محض اینکه بعدش میرم
مسواک بزنم مسواکش غیبش میزنه!!!خب زیاد پیچیده نیست، از مسواک من استفاده میکرده
به این سن که رسیدم هنوز وقتی می خوام از در خونه برم بیرون اگه جورابم سوراخ باشه عوضش می کنم با این فکر که اگر تصادف کردم و آمبولانس اومد و منو گذاشتن رو برانکارد و مردم دورم جمع شدن سوراخ جورابم ضایع نباشه . این راجع به زیرپوش هم صدق می کنه چون ممکنه تصادف شدید باشه پسره قد فیل رشد کرده و قیافه ی گوریل داره، دو هفته پیش مامانم رفته بود اصفهان دریغ از یه دونه گز یا پولکی که سوغاتی زمان مدرسه با بغل دستیمون که قهر می کردیم وسط میز یه خط می کشیدیم می گفتیم : وسایلات از این خط اینور تر نیاد !!!
به یکی همینطوری اس ام اس دادم : به بابام میگم تیغ اصلاح داری؟ سهشنبه 23 آبان 1391 :: 07:26 :: نويسنده : pls
مکالمه من و بغل دستیم تو مترو
-آدامس نعنایی داری؟ -آره -یه دونه بخور هواپیمایی با ۱۴۰ مسافر در حال پرواز بود. ناگهان صدایی از بلندگو گفت: من کاپیتان هستم، متاسفانه بال سمت راست هواپیما آتش گرفته و شما می تونید از پنجره ببینید، ولی نگران نباشید… و متاسفانه همین الان بال سمت چپ هم آتش گرفت. همه نگاه کردند دیدند بال سمت چپ هم داره می سوزه. مدتی بعد خلبان دوباره گفت: سکان هواپیما هم آتش گرفته، شما نمی تونید ببینید ولی ما داریم تلاشمون رو می کنیم. اگر شما به زیر پاتون نگاه کنید حفره هایی رو می بینید…
همه نگاه کردند دیدند کف هواپیما سوراخ سوراخ شده.
خلبان ادامه داد: و از داخل این حفره ها قایق نجاتی رو داخل اقیانوس می تونید ببینید. من از داخل این قایق دارم با شما صحبت می کنم!
قبلاٌ پسرا سر دختره هفتاد محله اونورترشون غیرتی میشدن... پيوندها |
|||
|
|