خنده بازار
بخند تا دنیا بهت بخنده...... :D
درباره وبلاگ


می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!
نويسندگان
سه‌شنبه 28 شهریور 1391 :: 19:28 :: نويسنده : pls

  نشسته بودم يه هو مامانم از آشپزخونه اومد،

بي مقدمه شروع كرد درباره فلفل صحبت كردن كه:

ميدونستي فلفل لاغر ميكنه و ضد سرطانه؛ بعد نشست دو ساعت از خاطرات گذشتش و غذاهاي خوشمزه و پر فلفل عمه اش حرف زد 
آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ريخته تو آبگوشت(شاممون).


پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران